السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

524

تفسير الميزان ( فارسي )

آدم مثلى است كه خداى تعالى براى امت زده تا امت راه هابيل را در زندگى پيش بگيرند . « 1 » و رواياتى ديگر از اين قبيل . و اين روايات به ظاهرشان با عقل و اعتبار صحيح درست در نمىآيد ، و همچنين با روايات صحيحه اى كه دستور دفاع از جان خود و دفاع از حق مىدهد نمىسازد ، و چگونه قابل قبول است ، با اينكه خداى تعالى فرموده : « وَإِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما ، فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّه » « 2 » . علاوه بر اينكه همه اين روايات به اصطلاح در صدد تفسير و توجيه كلام هابيلند كه چرا گفت : * ( « لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لأَقْتُلَكَ » ) * و اينطور توجيه مىكنند كه هابيل كار درستى كرد كه از خود دفاع نكرد و خواننده به اشكالى كه در آنها است توجه كرد . و يكى از چيزهايى كه باعث سوء ظن آدمى نسبت به اين روايات مىشود اين است كه از كسانى نقل شده كه در فتنه در خانه على ( ع ) از انجام وظيفه يعنى دفاع از حق على ( ع ) سر باز زدند و از كسانى كه در جنگهاى على با معاويه و خوارج و طلحه و زبير كناره گيرى كردند ، به همين جهت بايد اگر ممكن باشد به نحوى توجيه شود ، و گرنه مطروح و مردود شناخته شود . و در در المنثور است كه ابن عساكر از على ( ع ) روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : در دمشق كوهى است كه آن را « قاسيون » مىگويند در آنجا بود كه پسر آدم برادرش را به قتل رسانيد . « 3 » مؤلف : اشكالى در اين روايت نيست ، به جز اينكه ابن عساكر آن را به طريق كعب الاحبار نقل كرده ، و در اين نقل گفته آن خونى كه بر بالاى قاسيون ديده مىشود خون پسر آدم است « 4 » ، و به طريقه ديگر از عمرو بن خبير شعبانى نقل كرده كه گفت : من با كعب الاحبار به بالاى كوه دير المران بوديم كه ناگهان چشم كعب به دره اى در كوهى افتاد كه آب در ته آن جارى بود ، كعب گفت : در اينجا بود كه پسر آدم برادرش را به قتل رسانيد و اين آب اثر خون

--> ( 1 ) در المنثور ج 2 ص 275 . ( 2 ) اگر در دو طائفه از مؤمنين جنگى واقع شد بين آن دو صلح بر قرار كنيد و اگر يكى از آن دو طائفه حاضر به صلح نشد و هم چنان به ياغىگرى خود ادامه داد شما با آن طائفه كه ياغى و ستمگر است جنگ كنيد ، تا در برابر امر خدا تسليم شود . « سوره حجرات ، آيه 9 » . ( 3 و 4 ) در المنثور ج 2 ص 275 .